نوروز مبارک

سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما… کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟… زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

نبرد کاره( بهترین پیروزی ایران بر روم)

نبرد كاره  تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

آغاز نبردهاى ایران و رم (نبرد كاره)


رم كه پس از نابودى كارتاژ، نابودى پادشاه پونت، تضعیف ارمنستان و تسخیر یونان تقریبا در آسیاى صغیر و مدیترانه دشمنى نداشت و در شمال اروپا نیز تا توانسته بود از جنگل‏نشینان به اسارت گرفته بود، اكنون براى فتح جهان متمدن آن روز باید وارد بین‏النهرین مى‏شد. حال آن كه در شرق قدرت جدیدى در حال توسعه بود. پارت‏ها یا اشكانیان در حدود 100 سال قبل از میلاد به قدرتى قابل توجه رسیده و با اخراج سلوكیان از سرزمین اصلى ایران اكنون قصد ورود به ارمنستان، آسیاى صغیر و بین‏النهرین را داشتند. طبیعى بود كه در این شرایط جنگ اجتناب‏ناپذیر باشد. مهرداد اول، پادشاه اشكانى، ابتدا براى آن كه از جانب بیابانگردان شرقى رها شود، آن‏ها را در یك نبرد تعیین كننده شكست داد و سكاها و صحرانوردها در اثر این شكست تا ده‏ها سال مزاحم ایران نشدند. بنابراین جانشینان او از جانب شمال و شرق راحت بودند.

دلیل اولیه پیدایش تضاد بین ایران و رم


در زمان نبردهاى ارمنستان و رم، پمپه، سردار رمى، از ایران خواست تا در این نبرد به زیان ارمنستان شركت كند و در مقابل دو شهر ارمنستان در اختیار ایران باشد. اما پس از پایان جنگ و شكست ارمنستان، پمپه با این استدلال كه ایران در جنگ با ارمنستان جدى نبوده، از این قول خود شانه خالى كرد.
پمپه، سردار پرقدرت رمى، پس از مطیع ساختن سوریه و آسیاى صغیر وارد بین‏النهرین شده و این تقاضاى فرهاد، پادشاه ایرانى، را مبنى بر آن كه رود فرات حد فاصل

79


دو كشور باشد را نپذیرفت. به گفته‏ى مورخان، پمپه در همان زمان حتا خیال ورود به ایران را به سر داشت، اما به دلیل وسعت خاك ایران از این تصمیم منصرف شد و آتش جنگ موقتا خاموش شد.

كراسوس و ایران


كراسوس، پمپه و سزار، سه سردار بزرگ رم در 60 قبل از میلاد با یكدیگر توافق كردند كه در انجام كارها با یكدیگر هماهنگ باشند و بنابراین على‏رغم وجود سنا، این سه نفر حاكم امپراتورى بودند. كراسوس در 55 قبل از میلاد به حكمروایى سوریه منصور شد. او در سال بعد با استفاده از قدرت لژیون‏هاى رم، بین‏النهرین را تسخیر و عملا ایران و رم را هم‏مرز كرد. پیروزى‏هاى مداوم رم در اروپا و شرق سبب شد تا رم ظفر بر ایران را نیز كار ساده‏اى فرض كند.

اشتباه بزرگ كراسوس


آرتاوردیس، پادشاه ارمنستان، پس از آن كه از تصمیم كراسوس مطلع شد، به او پیشنهاد داد كه از خاك این كشور به ایران حمله‏ور شود. چرا كه لژیونرها در كوهستان بهتر مى‏جنگند و سواران پارت (نقطه قوت ارتش ایران) نمى‏توانند در خاك كوهستان ارمنستان به خوبى تاخت و تاز كنند. وى حتا وعده 16 هزار سوار و 30 هزار پیاده را به كراسوس داد، اما كراسوس به دلیل غرور ناشى از پیروزى‏هاى مكرر لژیون‏هاى رمى و آشنایى به خاك بین‏النهرین درخواست او را نپذیرفت و 54 قبل از میلاد آماده‏ى جدال با ایران شد.

اگر كفت دست من مو مى‏بینید، ایران را خواهید دید


پادشاه ایران در این زمان اورد بود. وى در ابتدا خواهان جنگ با سربازان كراسوس نبود و سفیرى به نزد كراسوس فرستاد با این پیام كه اگر مردم رم خواهان جنگ با من بودند، من از بدترین عواقب آن نیز بیم نداشتم، اما اگر شما (كراسوس) با هدف شخصى مى‏خواهید به ایران دست‏اندازى كنید، حاضرم به سفاهت شما رحم كرده و اسراى رم را

80


پس دهم (تا جنگ نشود) كراسوس مغرور، در پاسخ به سفیر ایران گفت: «جواب شما را در سلوكیه مى‏دهم.» (مراد از سلوكیه، خاك ایران است) و سفیر ایران نیز در جواب او با خنده جمله معروفى را گفت:
«اگر در دست من مو مى‏بینید ایران را خواهید دید.»

سرعت عمل شاه ایران


اورد كه در این زمان از سردارى بسیار باهوش و ورزیده به نام سورن (سورنا) بهره مى‏برد، اول به سرعت به ارمنستان حمله برد تا از شكل‏گیرى سپاه بزرگ ارمنى علیه نیروهاى خود جلوگیرى كند. سپس سورن را به جنگ با كراسوس فرستاد. اقدام اورد از نظر نظامى بسیار داراى اهمیت بود، چرا كه ارمنستان تسخیر شده و ارتباطش با سردار رمى قطع شده بود. اكنون براى پیروزى تنها به رشادت سواران پارت احتیاج بود.
كراسوس با 42 هزار سرباز لژیون خود وارد جلگه‏هاى بین‏النهرین شده و به حران یا كاره رسید. سورن كه مى‏دانست سربازان حرفه‏اى و غرق در جوشن و فولاد رم را به سادگى نمى‏توان شكست داد، دست به حیله‏ى جنگى زد. وى عمده سواران پارتى خود را پشت تپه‏ها پنهان كرد و آن‏هایى را به سمت كراسوس كشاند نیز موظف كرد تا سلاح‏هاى خود را زیر لباس پنهان كنند.
هنگامى كه لژیون‏ها تركیب «فالانژ» را به خود گرفتند ناگهان ایرانى‏ها به صداى طبل از گوشه‏هاى مختلف به لژیون‏هاى رمى حمله بردند. سربازان منظم رمى جهت مبارزه را تغییر داده و نیزه‏هاى خود را به سمت نیروهایى كه آن‏ها را پشت مورد هجوم قرار دادند برگرداندند اما سرعت آن‏ها به اندازه سواران پارت نبود و این لژیون‏ها نتوانستند به سرعت آن‏ها، جاى خود را تغییر دهند.
در این اثنا سواران ایرانى لباس خود را كنار زده و كمان‏ها، سلاح‏ها و زره‏هاى خود را نمایان كردند. سرداران پارت با حركت زیگزاگى تیرها را به سمت لژیون‏هاى رمى رها كردند. ابتكار عمل اكنون در دست سپاه ایران بود. آن‏ها لژیون‏ها را به سمت بیابان كشیدند و بخش عظیمى از مردان رمى با تیر پارت‏ها بر زمین افتادند. در این زمان فابیوس، پسر كراسوس كه سال‏ها هم رزم سزار بزرگ بود، با 1400 سوار سنگین اسلحه به كمك كراسوس رسید.

81


ورود فابیوس و دلاورى سواران وى سبب شد تا كراسوس براى ساعاتى از زیر ضربات پارت‏ها بیرون آید اما ظرف همین مدت فابیوس و سواران آن به كلى توسط پارت‏ها منهدم شدند.
كراسوس زمانى كه مى‏خواست مجددا فرمان حمله بدهد ناگهان سر پسر خود را به نیزه مردان سوار پارت دید. روحیه رمى‏ها اكنون به شدت تضعیف شده و بالعكس پارت‏ها حملاتشان را تشدید كردند. اكتاویوس، سردار دیگر رمى، در این موقع پیشنهاد عقب‏نشینى به كوهستان (براى در امان ماندن از حمله سواران) داد اما راهنماى عرب به رمى‏ها خیانت كرد (و یا اشتباه كرد) درنتیجه سورن به حملات خود به رمى‏ها ادامه داد.

مرگ كراسوس


سورن در این زمان پیشنهاد صلح به كراسوس را داد اما به او تكلیف كرد كه باید براى امضاى صلح به ساحل رودخانه بیاید. كراسوس به ایرانى‏ها اعتماد نكرد اما تحت فشار سربازان و سردارانش به ویژه اكتاویوس و كاسیوس (كه بعدها فرمانروایاان رم شدند) مجبور به پذیرش این خواسته شد. وى و سواران همراه او در حین حركت به سمت اردوى ایران با پارت‏ها درگیر شده و كشته شدند.
در این كه چه كسى مسبب مرگ او بود باید گفت كه برخى مورخان خلف وعده سورن را دلیل این امر مى‏دانند، برخى بروز شورش در اردوى رمى و برخى نیز دست به اسلحه بردن همراهان كراسوس را.
اما به هر تقدیر مرگ كراسوس سپاه رم را متوحش و پراكنده كرد. گفته مى‏شود از سپاه رم 20 هزار نفر كشته، 10 هزار نفر اسیر ایرانى‏ها و 10 هزار نفر شكار اعراب بیابانگرد شدند.

نتیجه نبرد كاره


1- نبرد كاره یا حران نبردى تعیین كننده و مرگبار بود. براى اولین بار رم در مصاف با یك دولت، شكست قطعى خورده و 90 درصد از بهترین لژیون‏هاى شرقى خود را از دست داد. این شكست را رم در اوج قدرت از دولت تازه قدرت یافته‏ى پارت یا اشكانى خورده بود.

82


2- در این نبرد چنان كه ذكر شد سه سردار بزرگ رم كراسوس، اكتاویوس و كاسیوس حضور داشتند كه نشان‏دهنده‏ى علاقه رم به فتح ایران بود اما مرگ یك سردار و سرافكندگى دو سردار دیگر براى رم قابل تحمل نبود.
3- حمله پارت‏ها در تاریخ مشهور گشت تا آن جا كه جنگ و گریز علیه سپاه‏هاى منظم تاریخ به عنوان یك تاكتیك مورد استفاده بسیارى از سرداران جنگى قرار گرفت چنان كه گفته مى‏شود، جنگ و گریز پارتیزانى از كلمه‏ى پارت مى‏آید.
4- ظاهرا رمى‏ها فهمیدند كه عبور از دجله و فرات كار آسانى نیست و پیشروى آن‏ها به سوى شرق اقدامى پرزحمت است.
شاید بتوان به جرأت گفت كه ایران در دوران اشكالى و بعد ساسانى مانع اصلى توسعه دول غربى براى دستیابى آن‏ها به شرق به ویژه هند، ماوراالنهر و خاك ایران شد.
5- رم اكنون متوجه وجود یك دشمن بسیار بزرگ‏تر از دشمنان قبل خود (پادشاه پونت، گل‏ها، ژرمن‏ها و هانیبال) شده بود، قدرتى كه به دلیل پهناورى خاك، نفوس فراوان و تواتن بالاى جنگاورى غیرقابل شكست نشان مى‏داد.

سن و مدر ک تحصیلی بر خی از بازیگران ایرانی

پوریا پورسرخ : متولد۵۶ در تهران.دکترای فیزیولوژی گیاهی

مهناز افشار : متولد ۵۶ در تهران. دیپلم تجربی

لاله اسکندری : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس گرافیک

پژمان بازغی : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس صنایع

عسل بدیعی : متولد ۵۶ در تهران.لیسانس تغذیه

 زیبا بروفه : متولد ۵۴ در تهران. لیسانس حقوق قضایی

ماهایا پتروسیان : متولد ۴۸ در تهران. لیسانس تئاتر

پارسا پیروزفر : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس نقاشی

هانیه توسلی : متولد ۵۸ در همدان.دانشجوی رشته نمایش نامه نویسی

هدیه تهرانی : متولد ۵۱ در تهران.دیپلم

بهناز جعفری : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس ادبیات نمایشی

رامبد جوان : متولد ۵۰ در تهران.دیپلم

چکامه چمن ماه : متولد ۵۹ در تهران.دیپلم مجسمه سازی

لیلا حاتمی : متولد ۵۱ در تهران. تحصیل در مهندسی برق و ادبیات مدرن فرانسه را در سوییس نیمه کاره رها کرد

مجید حاجی زاده : متولد ۵۸ در تهران.تحصیل در رشته میکروبیولوژی را رها کرد و هم اکنون تئاتر می خواند

میترا حجار : متولد ۵۵ در تهران.دیپلم

امین حیایی : متولد ۴۹ در تهران. تحصیل در رشته کامپیوتر را رها کرد

شهاب حسینی : متولد ۵۲ در تهران. تحصیل در رشته روانشناسی را رها کرد

شهرام حقیقت دوست : متولد ۵۱٫ کارشناس رشته تئاتر

رضا داوود نژاد : متولد ۵۹ در تهران. تحصیل در رشته حقوق را رها کرد

سام درخشانی : متولد ۵۹ در تهران.تحصیل در رشته نمایش را رها کرد

بهرام رادان : متولد ۵۸ در تهران. لیسانس مدیریت بازرگانی

حبیب رضایی : متولد ۴۸ در مشهد. لیسانس مدیریت بیمارستان

بهاره رهنما : متولد ۵۲ در تهران.لیسانس ادبیات فارسی و حقوق قضایی.دانشجوی فوق لیسانس در رشته
نمایش

مریلا زارعی : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس مهندسی صنایع قضایی


فقیهه سلطانی : متولد ۵۳ در تهران.لیسانس ادبیات
نمایشی

رامبد شکرآبی : متولد ۵۱ در تهران. دیپلم ریاضی

رضا شفیعی جم : متولد ۵۰ در تهران. لیسانس نقاشی

غزل صارمی : متولد ۵۷ در تهران.دیپلم

میلاد صدر عاملی : متولد ۶۱٫ دانشجوی رشته مهندسی نساجی

امیر حسین صدیق : متولد ۵۱ در نیشابور. دیپلم بازیگری

لادن طباطبایی : متولد ۴۹ در تهران.لیسانس بازیگری

شبنم طلوعی : متولد ۵۰ در تهران. دیپلم

پرستو صالحی : متولد ۵۶ در تهران. لیسانس

رزیتا غفاری : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس کارگردانی سینما

شقایق فراهانی : متولد ۵۱ در تهران. لیسانس نقاشی

گلشیفته فراهانی : متولد ۶۲ در تهران. دانشجوی رشته موسیقی

نگار فروزنده : متولد ۵۷ در تهران.دیپلم

حدیث فولادوند : متولد ۵۶ در تهران.فوق دیپلم

علی قربان زاده : متولد ۵۷ در تهران.دیپلم

شبنم قلی خانی : متولد ۵۶ در تهران. فوق لیسانس رشته تئاتر

ترانه علیدوستی : متولد ۶۳ در تهران. دیپلم

مهتاب کرامتی : متولد ۵۰ در تهران. لیسانس میکروبیولوژی

نیکی کریمی : متولد ۵۰ در تهران. دیپلم تجربی

مانی کسراییان : متولد ۵۵ در شیراز. لیسانس بازیگری

باران کوثری : متولد ۶۴ در تهران. دیپلم موسیقی

کامبیز کاشفی : متولد ۵۶ در تهران. دیپلم

محمد رضا گلزار : متولد ۵۴ در تهران.لیسانس مکانیک سیالات

پوپک گلدره : متولد ۵۰ در تهران. لیسانس روانشناسی

سروش گودرزی : متولد ۵۳ در تهران. لیسانس کامپوتر

لادن مستوفی : متولد ۵۱ در شهسوار. لیسانس کارگردانی

مرجان محتشم : متولد ۴۸ در تهران، رها کرده دبیرستان

یکتا ناصر : متولد ۵۷ در تهران.لیسانس مهندسی محیط زیست

چشم(تشریح کامل)


كار اصلي چشم آن است كه نورهايي را كه از خارج دريافت مي كند طوري روي پرده شبكيه متمركز كند كه تصوير دقيقي از شيء مورد نظر روي پرده شبكيه ايجاد شود. شبكيه اين تصاوير را به صورت پيام هاي عصبي به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند. بنابراين براي واضح ديدن، قبل از هرچيز لازم است كه نور به طور دقيق روي پرده شبكيه متمركز شود.

ساختمان چشم شبيه يك كره است. در قسمت جلوي اين كره يك پنجره شفاف به نام قرنيه وجود دارد. نور از محيط خارج وارد قرنيه شده پس از عبور از مردمك به عدسي مي رسد. عدسي نور را به صورت دقيق روي شبكيه متمركز مي كند تا تصوير واضحي بر روي شبكيه ايجاد شود.

براي آنكه اشياء به صورت دقيق و واضح ديده شوند لازم است مسيري كه نور در چشم طي مي كند شفاف باشد و قرنيه و عدسي نور را درست روي شبكيه متمركز كنند.

پلك

وقتي جسم نوك تيزي به چشم ما نزديك مي شود ما بي اختيار پلك ها را مي بنديم. پلك ها در حقيقت ساختمان هاي تمايز يافته اي از جنس پوست و عضلات زير پوستي هستند كه وظيفه محافظت از چشم ها را بر عهده دارند. مژه ها مثل يك صافي از ورود گرد و غبار و ذرات مختلف به داخل چشم جلوگيري مي كنند. خود پلك ها دو وظيفه مهم دارند: اول آنكه مثل يك ديوار دفاعي جلوي قسمت عمده اي از كره چشم را مي گيرند و از كره چشم محافظت مي كنند، دوم آنكه پلك ها هر 5 تا 10 ثانيه يك بار باز و بسته مي شوند كه اين امر به شسته شدن ميكروب ها و ذرات خارجي از سطح چشم كمك مي كنند و در حقيقت سطح چشم را جارو مي كند. به علاوه باز و بسته شدن پلك ها به توزيع يكنواخت اشك بر روي كره چشم كمك مي كند.

ملتحمه

ملتحمه يك لايه شفاف محافظ است كه سطح داخلي پلك ها و روي سفيدي كره چشم را مي پوشاند. در ملتحمه رگ هاي خوني و گلبول هاي سفيد به مقدار زيادي وجود دارد. اين رگ ها و سلول هاي دفاعي تا حد زيادي از ورود ميكروب ها و عوامل بيماري زا به قسمت هاي عمقي چشم جلوگيري مي كند. به علاوه ترشحات ملتحمه سطح چشم را نرم و مرطوب نگه مي دارد و در حقيقت سطح چشم را روغنكاري مي كند كه اين امر باعث آسان تر شدن حركات چشم در جهات مختلف مي شود.

قرنيه

قرنيه قسمت شفاف جلوي كره چشم است كه از پشت آن ساختمان هاي داخلي تر كره چشم مثل عنبيه و مردمك ديده مي شود. قرنيه چشم را مي توان به شيشه پنجره تشبيه كرد. همانطور كه اگر شيشه پنجره كثيف باشد اشياء بيرون تار ديده مي شوند، اگر بر روي قرنيه كسي لكه يا كدورتي وجود داشته باشد فرد اشياء را تار مي بيند. به علاوه همانطور كه از پشت يك شيشه موجدار يا مشجر اشياء كج و كوله و ناصاف ديده مي شوند. در صورتي كه سطح قرنيه ناهموار باشد اشياء  ناصاف و تار ديده مي شوند.

البته قرنيه انسان يك تفاوت مهم با شيشه پنجره دارد و آن هم اينكه شيشه پنجره يك سطح صاف است در حاليكه قرنيه بخشي از يك كره است. اين  ساختمان كروي باعث مي شود كه قرنيه چشم مثل يك ذره بين عمل كند و نورهايي را كه از محيط خارج وارد كره چشم مي شوند به صورت پرتوهاي همگرا درآورد كه تصوير واضحي روي شبكيه ايجاد كنند. البته در همه افراد اين امر به صورت دقيق اتفاقي نمي افتد. مثلاً اگر انحناي قرنيه كسي بيشتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتد در جلوي پرده شبكيه تشكيل مي شود. چنين فردي نزديك بين (ميوپ) است. همچنين اگر انحناي قرنيه كسي كمتر از حد طبيعي باشد تصاوير به جاي آنكه روي پرده شبكيه بيفتند در پشت آن تشكيل مي شوند. چنين فردي دوربين (هيپروپ) است. به طوري كه مي بينيم قرنيه افراد نقش مهمي در تعيين دوربيني يا نزديك بيني يا شماره چشم افراد دارد. به همين علت اكثر روش هاي جراحي براي اصلاح ديد و شماره عينك روي اين بخش از چشم انجام مي گيرد. مثلاً در روش هاي ليزر (PRK)، ليزيك(LASIK)، لازك(LASEK) و جراحي با تيغه الماس (RK) مقدار انحناي قرنيه تغيير مي كند و شماره چشم فرد اصلاح مي شود. همچنين استفاده از لنز تماسي (كنتاكت لنز) كمك مي كند كه انحناي قرنيه فرد موقتاً به اندازه مطلوب برسد و ديد فرد اصلاح شود.

عنبيه و مردمك

عنبيه بخش رنگي پشت قرنيه است كه رنگ چشم افراد را تعيين مي كند. رنگ اين بخش در چشم افراد مختلف متفاوت است و از آبي و سبز تا عسلي و قهوه اي تغيير مي كند. در وسط عنبيه سوراخي به نام مردمك وجود دارد كه مقدار نور وارد شده به چشم را تنظيم مي كند. كار مردمك مثل پرده اي است كه پشت پنجره آويزان شده و نور ورودي به اتاق را كم و زياد مي كند. همانطور كه وقتي نور خارج شديد و زياد باشد، پرده را مي بنديم تا نور كمتري به اتاق وارد شود، وقتي چشم در محيط پر نور قرار مي گيرد مردمك تنگ مي شود تا مقدار نور كمتري وارد چشم شود. به همين صورت وقتي چشم در محيط كم نور قرار مي گيرد مردمك گشاد مي شود تا نور بيشتري وارد چشم شود.

اتاق قدامي

اتاق قدامي فضاي كوچكي است كه بين قرنيه و عنبيه قرار دارد. در اين فضا مايعي به نام زلاليه جريان دارد كه به شستشو و تغذيه بافت هاي داخل چشم كمك مي كند. همانطور كه در يك استخر براي پاك ماندن استخر مرتباً مقداري آب خارج مي شود و به جاي آن آب تصفيه شده وارد مي شود، در چشم هم مرتباً مقداري از مايع زلاليه خارج مي شود و مايع زلاليه جديدي كه در چشم توليد شده است جايگزين آن مي شود. اگر به هر دليلي تعادل بين توليد و خروج اين مايع به هم بخورد مقدار مايع زلاليه در چشم افزايش پيدا مي كند و فشار داخل كره چشم از حد طبيعي بيشتر مي شود. (مقدار طبيعي فشار چشم در افراد بالغ بين 10 تا 21 ميلي متر جيوه است). بالا رفتن فشار چشم به پرده شبكيه و عصب بينايي آسيب مي زند و باعث بيماري آب سياه يا گلوكوم مي شود.

عدسي

عدسي يك ساختمان شفاف در پشت عنبيه است كه در متمركز كردن دقيق پرتوهاي نور بر روي شبكيه به قرنيه كمك مي كند. ضخامت عدسي چشم در شرايط مختلف تغيير مي كند و بسته به آنكه شيء مورد نظر در چه فاصله اي از فرد قرار داشته باشد ضخامت عدسي كم و زياد مي شود. بنابراين فرد مي تواند اشياء را در فواصل مختلف (از بي نهايت تا حدود 20 سانتي متري و گاهي نزديك تر) به طور واضح ببيند. هرچه سن افراد بيشتر مي شود قدرت تغيير شکل عدسي كمتر مي شود به طوري كه در حدود سن 40 سالگي قدرت تغيير شکل عدسي آنقدر كم مي شود كه اكثر افراد براي ديدن اشياء نزديك و انجام كارهايي مثل مطالعه و خياطي به عينك كمكي براي ديد نزديك (عينك مطالعه) نياز پيدا مي كنند. اين همان حالتي است كه به آن پير چشمي گفته مي شود.

با گذشت سن علاوه بر آنكه قدرت تغيير شکل عدسي كم مي شود ميزان شفافيت عدسي هم كم مي شود. گاهي كدورت عدسي آنقدر زياد مي شود كه مثل پرده اي ديد فرد را تار مي كند. اين كدورت عدسي را اصطلاحاً آب مرواريد يا كاتاراكت مي گويند.

زجاجيه

زجاجيه مايع ژله مانند شفافي است كه داخل كره چشم را پر مي كند و به آن شکل مي دهد.. زجاجيه از پشت عدسي تا روي پرده شبكيه وجود دارد.. با گذشت سن ساختمان ژله مانند زجاجيه تغيير مي كند و در بعضي جاها حالت آبكي پيدا مي كند. در اين حال بعضي قسمت هاي زجاجيه شفافيت خود را از دست مي دهد و سايه اي روي پرده شبكيه مي اندازد كه فرد آن را به صورت اجسام شناور كوچكي مي بيند كه مثل مگس در ميدان بينايي بالا و پايين مي روند. اين حالت اصطلاحاً مگس پران گفته مي شود.

شبكيه

شبكيه يك پرده نازك حساس به نور (شبيه فيلم عكاسي) است كه در عقب كره چشم قرار دارد. پرتوهاي نوري كه به شبكيه برخورد مي كنند به پيام هاي عصبي تبديل مي شوند كه از طريق عصب بينايي به مغز منتقل مي شوند و در مغز تفسير مي شوند.

در شبكيه انسان انواع مختلفي از سلول هاي گيرنده نوري وجود دارد كه ميزان حساسيت آن ها به نور متفاوت است. گيرنده هاي نوري استوانه اي بيشتر براي ديد در محيط هاي تاريك به كار مي روند. گيرنده هاي مخروطي براي تشخيص رنگ و جزئيات ظريف تمايز يافته اند. ترتيب قرار گيري اين سلول ها در شبكيه طوري است كه در ناحيه مركزي شبكيه (ماكولا) تعداد گيرنده هاي مخروطي بيشتر است. بنابراين وقتي فردي به صورت مستقيم به شيئي نگاه مي كند تصوير آن شيء مستقيماً روي ماكولا در جايي مي افتد كه تعداد سلول هاي مخروطي بيشتر است و در نتيجه شيء با وضوح بيشتري مشاهده مي شود.

مشيميه

مشيميه پرده نازك سياه رنگي است كه دور شبكيه را احاطه كرده است. اين پرده تعداد زيادي رگ هاي خوني دارد كه مواد غذايي را به بخش هايي از شبكيه مي رساند. به علاوه سلول هاي اين لايه حاوي تعداد زيادي رنگ دانه سياه ملانين است كه رنگ سياهي به اين بخش از چشم مي دهد. وجود رنگ سياه مانع از انعكاس نورهاي اضافي در داخل كره چشم مي شود و به تشكيل تصوير واضحتر كمك مي كند.

صلبيه

صلبيه بخش سفيد رنگ نسبتاً محكمي است كه دورتا دور كره چشم به جز قرنيه را مي پوشاند و از ساختمان هاي داخل كره چشم محافظت مي كند. اين بخش از چشم اثر مستقيمي در فرايند بينايي ندارد و در واقع مثل يك اسكلت خارجي از كره چشم محافظت مي كند.

عصب بينايي

عصب بينايي كه رابط كره چشم و مغز مي باشد از عقب كره چشم خارج مي شود و از طريق سوراخي در استخوان پروانه اي جمجمه به مغز مي رسد. اين عصب پيام هاي بينايي را به مغز ارسال مي كند و اين پيام ها در مغز تفسير مي شوند.

عضلات چشم

براي آنكه ما بتوانيم اشياء را در جهات مختلف ببينيم لازم است بتوانيم چشم را در جهات مختلف بالا، پايين، چپ و راست بچرخانيم. حركات كره چشم در هر چشم به وسيله 6 عضله كوچك كه به اطراف كره چشم مي چسبد كنترل مي شود. بيماري اين عضلات و يا عدم هماهنگي آن ها مي تواند به انحراف چشم يا لوچي منجر شود